مطهر بن محمد جمالى يزدى

67

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )

گوشت : هركه گوشت او بخورد بادها بشكند ، و جاديى « 1 » و بند بر آن كس كار نكند . خون : خون او خشك كنند و بسايند با شكر سفيد و باقلا [ ى ] خشك بخورند سرفهء كهن ببرد . مغز : مغز او اندر پست كنند « 2 » ، و با شراب به خورد كسى دهند چنان كه نداند او را خواب نيايد . و اگر مغز او با سرمه بياميزند و اندر چشم كشند تا اثر آن سرمه در چشم او باشد او را خواب نيايد . و اگر مغز او بگدازند و با روغن زنبق بياميزند و جايى كه باد گرم بود براندايند سود دارد . استخوان : استخوان او خشك كنند و به زير كسى كه بر وى جاديى كرده باشند دود كنند با عود خام باطل گردد . دل : دل او بگيرند و بسايند و با شراب به خورد كسى دهند محب او گردد . زبان : زبان او همين كار كند كه دل را گفتيم . كلاغ پيسه همهء جانوران از طيور چون بچه بزرگ كرده باشند باز ندانند و تعهد نكنند ، / 79 / مگر كلاغ پيسه كه بچه را به بزرگى تعهد كند و تيمار دارد . و درو خاصيت است . خون : خون او بگيرند و خشك كنند آنگه كسى را كه باد زشت گيرد بخورد سود دارد . پيه : پيه او با روغن بگدازند و بر پيشانى اندايند در چشم همه كس عزيز باشد ، و آن كلاغ سياه همين كار كند . خايه : خايهء كلاغ پيسه اندر آهك افگنند پس آنگه با خود دارند هيچ جاديى « 3 » بر وى كار نكند . سرگين : سرگين او خداوند سرفه [ a 328 ] با خود دارد سود دارد .

--> ( 1 ) . كذا در اصل ، ( جادوئى ) . ( 2 ) . م : اگر مغز او را در شراب كنند . ( 3 ) . ( جادوئى ) .